آن‌ها تماشاگران پنجره خداونداند.

۰۲ مرداد ۱۴۰۰

کسی که تماشاگر پنجره خداوند است دچار ملال نمی‌شود و سعادتمند است. در جهان ما آسودگی به بیکارگی تبدیل شده و فرق میان این دو بسیار است. فرد بیکاره مایوس است، دچار ملال است و هواره به دنبال تحرکی است که کمبودش را احساس می‌کند.

شاید واقعن اگر می‌توانستیم یک ساعت با خودمان کنار بیاییم، هیچ کاری نکنیم و با افکارمان تنها باشیم، خیلی زندگی بهتری داشتیم. اما دائم در حال فرار هستیم. در حال کاری کردن هستیم. در حال راه رفتن برای رسیدن به جایی،‌ راندن، برداشتن یا گذاشتن چیزی هستیم. می‌ترسم که بشینم یک جا و فقط و فقط غذا بخورم. که فقط استراحت کنم. که تلاش نکنم تا انتهای ممکن مفید باشیم. که سریع نباشیم. که بیشتر چیزها رو مزه کنیم.

دیروز صبح رنج کشیدم. از افکار خودم. بهم گفته بودن اگه می‌خواهی این کارو کنی قبلش مدت خوبی مدیتیشن کن. خیلی بهتر میشه. ولی من خسته بودم. من خسته بودم از این حجم از ناتوانی و تلاشی که هیچ فایده‌ای نداشت اما تلاش نکردن هم فایده‌ای نداشت. خواستم ببینم بدترین چیزی که ممکنه پیش بیاد چیه و دیدم. بدترین چیز خودمونیم. اگه می‌تونستم تجربه‌ام رو ثبت کنم احتمالن جزئیات بیشتری می‌نوشتم اما تنها چیزی که یادم می‌اومد این بود که باید جلوی زجر کشیدن رو بگیرم. باید زجر کشیدن رو اختیاری کنم.

اما خوبی که داشت،‌ رنج‌هام رو یادم برد. چون دیدم که چقدر بدتر هم میشه. خوشحال بودم که فرصتی دوباره دارم برای جبران آنجه می‌توانم بهتر انجام دهم. این فرصت همیشه هست. فقط هر از گاهی تلنگری نیازه که ببینیمش.

زندگی برای خودم خیلی سخته. زندگی برای دیگران هم درست نیست.

راه آسودگی،‌ نخواستن است. موقع لزوم، چیزی که باعث بشه بخواهی چیزی بخواهی رو حس می‌کنی. عجله نکن. عجله نکن. عجله نکن. اشکالی نداره چیزی رو دیرتر تجربه کنی. بهتر از اینه که بدتر تجربه کنی.


© 2021, Built in Tehran, With lots of ♡ and hope.